معنی قلغی
5 بازدید
[ قَ لَ ] (اِ) قالاقای. کلاغی. نظام قاری آرد: نقش والای لطیف قلغی گر بیند قالیک زن سزد ار نقش نخواند در کار. نظام قاری (دیوان ص ۱۴). در مجلس شراب مگذارید که تردامنان شراب بر جامتان ریزند و کرباس سفیدتان والای قلغی شود. (دیوان نظام قاری ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «قلغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر