معنی قلعی مغربی
6 بازدید
[ قَ عی ی مَ رِ بی ی ] (اِخ) عمربن علی مغربی، مکنی به ابوجعفر. از پزشکان و داروشناسان است. وی از مردم مغرب بود که تا هنگام مرگ به دمشق سکونت گزید و در آخر عمر نابینا شد. او راست: ۱- حواشی بر کتاب قانون ابن سینا. ۲- شرح فصول ابقراط. ۳- ذخیرة الالباء. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۷۱۸ و نکت الهمیان ص ۲۲۰).
کلمات همقافیه با «قلعی مغربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر