معنی قلعه کش
6 بازدید
[ قَ عَ کَ ] (اِخ) (مردمان کلا) از دههای بارفروش است. رجوع به ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۵۸ شود.[ قَ عَ کَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آمل است. این دهستان در شمال دهستان دشت سر واقع و از ۵ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۵۰۰ تن است. محصول عمدهٔ آن برنج و مختصر غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قَ عَ کَ ] (اِخ) ده مرکز بلوک قلعه کش از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در ۱۲۰۰۰گزی شمال خاوری آمل. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل و مرطوب مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۷۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ هراز و چشمه و محصول آن برنج، حبوبات، صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. اغلب سکنه در تابستان به ییلاق وشتان فیروزکوه میروند. آثار قلعهٔ خرابهٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «قلعه کش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر