معنی قلعه نوخرقان

معنی قلعه نوخرقان

6 بازدید
[ قَ عَ نُ خَ رَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای چهارگانهٔ شهرستان شاهرود است. حدود بخش به شرح زیر است: از شمال به خطالراس اصلی سلسله جبال البرز، از خاور به بخش میامی، از جنوب و باختر به بخش مرکزی، این بخش از یک دهستان به نام پشت بسطام تشکیل شده و تعداد قراء آن ۴۱ آبادی بزرگ و کوچک و جمعیت آن در حدود ۲۲هزار تن و مرکز بخش قصبهٔ قلعه نو خرقان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ قَ عَ نُ خَ رَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز قلعه نوخرقان پشت بسطام شهرستان شاهرود است. این قصبه در ۲۴۰۰۰گزی باختر شوسهٔ شاهرود و ۲۰۰۰گزی باختر شوسهٔ شاهرود به گرگان واقع است. مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است: طول ۵۵ درجه و ۵ دقیقه، عرض ۳۶ درجه و ۷ دقیقه و ۱۵ ثانیه. جمعیت آن در حدود ۳۰۰۰ تن است. آب آن از قنات و رودخانهٔ قطری و محصول آن غلات، بنشن، میوه جات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه فرعی از شوسه دارد. از ادارات دولتی، بخشداری، دستهٔ نگهبانی، فرهنگ، شعبهٔ تلفن و دبستان دارد، این ده محل تولد و مدفن شیخ ابوالحسن خرقانی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه نوخرقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید