معنی قلعه محمود
4 بازدید
[ قَ عَ مَ ] (اِخ) یکی از دههای سدن رستاق، بخش مرکزی شهرستان گرگان، واقع در ۸۰۰۰گزی شمال باختری گرگان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی است. سکنهٔ آن ۱۵۵ تن، آب آن از قنات و محصول آن برنج، غلات، توتون سیگار و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان پارچه های نخی و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲). رجوع به ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۸ شود.[ قَ عَ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهمئی سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، واقع در ۴۰هزارگزی خاوری اتومبیل رو رامهرمز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۵۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ الهه و محصول آن غلات، برنج، گردو، پشم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری. و صنایع دستی زنان قالی و قالیچه و جاجیم و پارچه بافی است. راه مالرو دارد و ساکنین از طایفهٔ بهمئی هستند. این آبادی را رود زیر نیز می گویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «قلعه محمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر