معنی قلعه قاضی

معنی قلعه قاضی

6 بازدید
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرزان رود شهرستان تویسرکان، واقع در ۲هزارگزی جنوب باختری تویسرکان و یک هزارگزی جنوب راه شوسهٔ تویسرکان به کرمانشاهان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۶۳۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ سرابی و محصول آن غلات، دیم، توتون، انگور، گردو، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شمیل، بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، واقع در ۵۰هزارگزی شمال خاوری بندرعباس سر راه مالرو کشکوه به بندرعباس. این دره در جلگه واقع و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۵۶۷ تن است. آب آن از رودخانه و محصول آن خرما، مرکبات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو و پاسگاه ژاندارمری و تلفن و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقع در ۲۱هزارگزی جنوب خاوری دزفول و ۱۰هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ شوشتر به دزفول. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ دز و محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و ساکنین از طایفهٔ عشایر بختیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه قاضی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید