معنی قلعه شیخ
6 بازدید
[ قَ عَ شَ ] (اِخ) قریه ای در ۴۱۷هزارگزی طهران میان شهترآباد و ریزینی. و آنجا ایستگاه ترن است. (یادداشت مؤلف).[ قَ عَ شَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب ری و یکهزارگزی راه شوسهٔ قم به تهران. این ده در جلگه قرار گرفته و هوای معتدل دارد. سکنهٔ آن ۸۳ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند. و شغل اهالی زراعت است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ عَ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقع در ۶هزارگزی جنوب دزفول و ۶هزارگزی جنوب غربی دزفول به شوشتر. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ دز و محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ قَ عَ شَ ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان سگوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب باختری زاغه و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ خرم آباد به بروجرد. سکنهٔ آن ۲۷ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ قَ عَ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان تویسرکان، واقع در ۶هزارگزی باختر شهر تویسرکان به کرمانشاه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۱۸ تن است. آب آن از رودخانهٔ کرزان و محصول آن غلات حبوبات، صیفی. قلمستان، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قلعه شیخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر