معنی قلعه شاه

معنی قلعه شاه

10 بازدید
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدی بخش سعادت شهرستان بندرعباس، واقع در ۱۰۵هزارگزی خاور حاجی آباد، سرراه مالرو میناب به فارغان. موقع جغرافیایی آن، کوهستانی و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۳۴۴ تن است. آب آن از قنات و محصول آن خرما و مرکبات و شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان، واقع در ۶ هزارگزی خاور نجف آباد متصل بشوسهٔ اصفهان به نجف آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۰۰۳ تن است. آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات، بادام، حبوبات، انگور، سیب زمینی، هندوانه، پسته، هلو، زردآلو، گوجه و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است، دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۸۰۰ تن است. آب آن از زاینده رود و محصول آن گندم، جو، برنج، صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه شاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید