معنی قلعه سید
7 بازدید
[ قَ عَ سَ یْ یِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۵۴ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَ عَ سَ یْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان شوشتر، واقع در ۸هزارگزی جنوب باختری شوشتر و ۶هزارگزی باختر راه تابستانی شوشتر به بندقیر و کنار خاوری رود شطیط. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری است سکنهٔ آن ۱۵۰ تن آب آن از کارون و محصول آن غلات، برنج، صیفی، کنجد و شغل اهالی زراعت است. راه در تابستان اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ قَ عَ سَ یْ یِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقع در ۶هزارگزی جنوب خاوری دزفول و ۵هزارگزی جنوب باختری اتومبیل رو شوشتر به دزفول. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ قَ عَ سَ یْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کازرون، واقع در ۷هزارگزی جنوب کازرون، خاور کوه مست یا قیله. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن گرمسیری و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۷۷۱ تن، آب آن از قنات و محصول آن غلات و صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قَ عَ یِ سَ یْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گله دار. بخش کنگان شهرستان بوشهر، واقع در ۸۹هزارگزی جنوب خاور کنگان و ۴هزارگزی راه مالرو پس رودک به بیرم. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۹۶ تن است. آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات، تنباکو و پیاز و شغل اهالی زراعت است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «قلعه سید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر