معنی قلعه جوق

معنی قلعه جوق

8 بازدید
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دودانگه بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین در ۱۵هزارگزی باختر ضیاءآباد و ۱۳هزارگزی راه زنجان. موقع جغرافیایی این ده کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۵۹ تن، آب آن از چشمه سار و رودخانه اورند و محصول آن غلات، گردو و مختصر کشمش و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی و گلیم و جوراب بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رازلیق بخش مرکزی شهرستان سراب، واقع در دوهزارگزی شمال خاوری سراب و ۲هزارگزی شوسهٔ سراب اردبیل. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۵۳۹ تن است. آب آن از نهر و چاه و محصول آن غلات و حبوب و محصول دامی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب باختری اردبیل و ۱۰هزارگزی شوسهٔ اردبیل به تبریز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۹۵۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ قلعه جوک و چشمه و محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاودولی بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۲۶هزارگزی جنوب باختری مراغه و در مسیر شوسهٔ مراغه به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۹۲ تن، آب آن از رودخانهٔ مردی و قنات و چشمه و محصول آن غلات و چغندر و کشمش و بادام و نخود و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه شوسه و شعبهٔ تلفن و پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش تکاب شهرستان مراغه، واقع در ۹۵۰۰گزی شمال خاوری تکاب و ۱۰هزارگزی خاور راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ. این ده کوهستانی و دارای هوای معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۶۲ تن آب از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، حبوب، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه دره سی بخش حومهٔ شهرستان ماکو، واقع در ۲۵۰۰گزی جنوب باختری ماکو. به شوسهٔ ماکو و بازرگان راه شوسه دارد. موقع جغرافیایی آن دره کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۵۵۹ تن است. آب آن از رودخانهٔ زنگمار و محصول آن غلات، زردآلو و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه، واقع در ۵۵۰۰گزی شمال باختری نقده و ۲۵۰۰گزی جنوب شوسهٔ نقده به اشنویه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۲۹ تن، آب آن از رود کدار و محصول آن غلات، برنج، چغندر، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در ۳هزارگزی جنوب اردبیل و ۲۵هزارگزی شوسهٔ اردبیل به خلخال. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۴۵۸ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی جزء بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در ۱۶هزارگزی باختر سراسکند و ۱۰هزارگزی شوسهٔ سراسکند تبریز و ۱۱هزارگزی خط آهن میانه مراغه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۱۳ تن است. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومهٔ شهرستان ارومیه، واقع در ۱۷۵۰۰گزی جنوب خاوری ارومیه و ۵۰۰گزی خاور شوسهٔ ارومیه به مهاباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۰۳ تن، آب آن از رود باراندوز و محصول آن غلات، توتون، انگور، حبوب و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جوراب بافی است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۲۹۵۰۰گزی جنوب خاوری مهاباد و ۱۲۵۰۰گزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۹۹ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و گاوداری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۲۷۵۰۰گزی جنوب مهاباد و ۲۵۰۰گزی خاور شوسهٔ مهاباد به سردشت. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۸۹ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، واقع در ۲۵۵۰۰گزی جنوب هوراند. در مسیر شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۶۷ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کیوی بخش سنجید شهرستان هروآباد، واقع در ۱۸۰۰۰گزی شمال مرکز بخش (کیوی) و ۱۵هزارگزی شوسهٔ اردبیل هروآباد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۶۳ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو، واقع در ۵۴۰۰۰گزی شمال باختری پلدشت و ۳۰هزارگزی شمال راه ارابه رو ایرند به ماکو. این ده در دره واقع و دارای هوایی معتدل و سالم است. سکنهٔ آن ۳۵ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جوراب بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سرورود بخش رزن شهرستان همدان، واقع در ۴۳هزارگزی شمال باختر رزن و ۲۴هزارگزی باختر دمق. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۴۰۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، دیم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و در تابستان از طریق دمق و بابانظر اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۵ هزارگزی شمال سنقر و ۴هزارگزی باختر راه فرعی سنقر به گردکانه. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۸۰ تن است. آب آن از رودخانه و رود و محصول آن غلات، حبوب، توتون، انگور، قلمستان، و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و پلاس بافی است. در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از بخش ارکو از شهرستان ایلام، واقع در ۳ هزارگزی شمال باختری قلعه دره و کنار راه مالرو ایلام. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۴۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و در زمستان به گرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۸هزارگزی شمال خاوری هرسین، مابین زازرم و حسن بقعه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و در تابستان از کهریز اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بابک بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۲۸هزارگزی شمال باختری تربت حیدریه و ۱۵هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی تربت به کاشمر. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۰۲۳ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات پنبه، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه جوق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید