معنی قلعه تپه

معنی قلعه تپه

7 بازدید
[ قَ عَ تَ پْ پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۳۲۵۰۰گزی مهاباد و ۱۲۵۰۰گزی خاور شوسهٔ مهاباد به سردشت. این ده کوهستانی و معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۴۶۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و محصول آن غلات، توتون، حبوب و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ عَ تَ پْ پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان بجنورد، واقع در ۱۰هزارگزی جنوب خاوری بجنورد و ۴هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی بجنورد به اسفراین موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۵۴ تن، آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و بنشن، میوه جات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه تپه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «په» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید