معنی قلعهٔگلاب
5 بازدید
[ قَ عَ یِ گُ ] (اِخ) قلعه ای است بر کوه کیلویه که محبوسان و مغضوبان را گویند نگاهدارند از باب قلعه گوالیا که در هند است. (آنندراج): از شوق نوگلی دل من آب گشته است در قلعهٔ گلاب بود عندلیب من. اسماعیل ایماء (از آنندراج). از محرمان معشوق عاشق در اضطراب است بلبل ز رشک مینا در قلعهٔ گلاب است. طاهر وحید (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قلعهٔگلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر