معنی قلعهگاه
4 بازدید
[ قَ عَ / عِ ] (اِ مرکب) جای قلعه : خبر کرد کامشب ز نیروی شاه خرابی درآمد بدین قلعه گاه.نظامی.[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ساران بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۱۶هزارگزی باختر دیواندره و ۴ هزارگزی گله سود. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۶هزارگزی جنوب خاوری پاوه و ۲ هزارگزی باختر راه اتومبیل رو شهر کرمانشاه به پاوه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۶۲ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، توتون و توت و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۵۲هزارگزی خاور سی و سه مرده. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۷۵ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات، و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و صنایع دستی زنان، قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اورامان بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری رزاب و ۲ هزارگزی شمال راه اتومبیل رو مریوان به رزاب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۵۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبینات، انگور، دیم و شغل اهالی زراعت و گله داری است، راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاورد بخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در ۵۴هزارگزی شمال خاوری کامیاران و ۳هزارگزی شمال خاور گرگر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۸۸ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قلعهگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر