معنی قلعهچه
5 بازدید
[ قَ عَ چِ ] (اِخ) دهی است از بخش مینودشت شهرستان گرگان، واقع در ۸۰۰۰گزی جنوب مینودشت موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۴۰ تن است. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، ابریشم، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان پارچهٔ ابریشمی و کرباس و شال و چادر شب است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قَ عَ چِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان سردرود بخش اسکو شهرستان تبریز، واقع در ۱۱هزارگزی شمال اسکو و در مسیر شوسهٔ تبریز به مراغه و خطآهن مراغه به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۵ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، کشمش، بادام، زردآلو و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ عَ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قل جق بخش شیروان شهرستان قوچان، واقع در ۱۲هزارگزی شمال خاوری شیروان و ۸هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی قوچان شیروان موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیری. سکنهٔ آن ۵۱۹ تن است. آب آن از رودخانه و قنات و محصول آن غلات و میوه جات و شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ عَ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خانمیرزا بخش لردگان شهرستان شهرکرد، واقع در ۲۵هزارگزی خاور لردگان و ۶هزارگزی راه لردگان به پل کره. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۸۴ تن است. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی و محصول آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی محلی، جاجیم و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «قلعهچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر