معنی قلعه‌نو

معنی قلعه‌نو

4 بازدید
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) کلاته ای است در سبزوار.
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۲۹هزارگزی باختری ورامین و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ ورامین به تهران. این ده در جلگه قرار گرفته و هوایی معتدل دارد. آب آن از رودخانهٔ جاجرود و محصول آن غلات، صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از طریق پلشت ماشین میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران، واقع در ۱۱ هزارگزی جنوب باختر علیشاه عوض. این ده در جلگه واقع و معتدل است. آب آن از قنات تأمین میشود و دارای ۶۲ تن جمعیت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان تهران، واقع در ۳هزارگزی شمال باختر گرمسار و ۲هزارگزی جنوب ایستگاه گرمسار و راه شوسه. این ده در جلگه واقع و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۸۶ تن است. آب آن از حبله رود و محصول آن غلات، بنشن، پنبه، انار، انجیر، انگور و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام عرب بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۲۴هزارگزی ورامین کنار راه فرعی تپه مرجان. این ده در جلگه واقع و سردسیری است. سکنهٔ آن ۸۶ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی، چغندرقند و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان فشافویه بخش ری شهرستان تهران، واقع در ۳۸هزارگزی جنوب باختری شهر ری و ۴هزارگزی باختر راه شوسهٔ قم. این ده در جلگه قرار گرفته و هوایی معتدل دارد. سکنهٔ آن ۲۶۷ تن است. آب آن از قنات و رود کرج و محصول آن غلات، صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از کنار گرد ماشین می رود. از آثار قدیم دو قلعهٔ خرابه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان، واقع در۶۰۰۰گزی جنوب دامغان و۳۰۰۰گزی ایستگاه. سکنهٔ آن ۳۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان، واقع در ۲۷هزارگزی باختر تویسرکان و ۳ هزارگزی جنوب شوسهٔ تویسرکان به کرمانشاه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۶۶۱ تن است. آب آن از چاه و محصول آن غلات لبنیات، دیم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. به این ده اسحاق نیز میگویند. مزرعه چهارشنبه جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل، واقع در ۱۹۰۰۰گزی خاور سه کوهه و ۲۳هزارگزی خاور شوسهٔ زاهدان به زابل. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرم معتدل است. سکنهٔ آن ۴۳۹۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند و محصول آن غلات، لبنیات، پنبه، صیفی، و شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه، گلیم و کرباس بافی است. راه فرعی، پاسگاه ژاندارمری، دبستان و ۱۰ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جایزان بخش رامهرمز شهرستان اهواز، واقع در ۵۶هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز و ۶هزارگزی خاور شوسهٔ مارون به آغاجاری، سکنهٔ آن ۵۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) مزرعهٔ کوچکی است از دهستان جلگاه بخش کوهک شهرستان جهرم، واقع در ۱۳هزارگزی جنوب باختری جهرم کنار راه مالرو جهرم به مبارک آباد. سکنهٔ آن ۱۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در ۱۳هزارگزی جنوب خاوری شیراز و ۲هزارگزی راه فرعی شیراز به خرچول. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۷۶ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون، واقع در ۴هزارگزی شمال باختری فهلیان دامنه شمالی کوه بالاسرو. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۹۸ تن است. آب آن از رودخانهٔ فهلیان و چشمه باطلاق و محصول آن غلات، برنج، و ماش و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. این آبادی را تُل بیشه نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در ۴۸هزارگزی شمال زرقان و ۳هزارگزی راه فرعی مرودشت به ابرج. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۴۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۴هزارگزی شمال باختری جغتای. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۹۰ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و زیره و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد و دارای دبستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۲۶هزارگزی خاور جغتای و ۶هزارگزی جنوب راه آهن. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۲۹ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه، زیره، کنجد و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۶۰هزارگزی خاور کدکن و ۵هزارگزی شمال خاوری نسر. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۹۵ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، خشکبار و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۲۴هزارگزی شمال باختری رود و سر راه مالرو عمومی رود. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۹۸ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاولایت بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۲۴هزارگزی شمال تربت حیدریه و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی تربت به مشهد، موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۷ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد، واقع در ۶۴هزارگزی شمال باختری مشهد. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان هشیوار بخش داراب شهرستان فسا، واقع در ۹هزارگزی جنوب داراب و ۳ هزارگزی شوسهٔ داراب به فسا. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۸۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، برنج، حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در ۶۴هزارگزی جنوب خاوری اردکان و ۳هزارگزی راه فرعی بیضا به زرقان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۹۰ تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، برنج، چغندر و شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدی بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس، واقع در ۱۰۸ هزارگزی خاور حاجی آباد. سر راه مالرو بافت به میناب. موقع جغرافیایی آن کوهستان و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۳۰۳ تن است. آب آن از قنات و محصول آن خرما، غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در ۵هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و ۲هزارگزی خاور راه فرعی سبزواران به کهنوج. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۹۲ تن است. آب آن از رودخانهٔ هلیل و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس، واقع در ۱۱۷هزارگزی باختر حاجی آباد و ۵هزارگزی خاور فورک، موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. مزرعهٔ کرمعلی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد، واقع در ۶۴هزارگزی شمال باختری مشهد و ۴هزارگزی شمال راه شوسهٔ مشهد به قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۲۰ تن است. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، چغندر و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۶هزارگزی باختر نیشابور. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۸۷ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای تابعه بخش کلاب شهرستان دره گز در جنوب خاوری بخش واقع است. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. محصول عمدهٔ آن غلات، برنج و انواع میوه جات و شغل مردان زراعت، مالداری و صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس بافی است. این دهستان از ۱۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و مجموع نفوس آن در حدود ۳۵۳۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) مرکز دهستان قلعه نو بخش کلات شهرستان دره گز، واقع در ۴۵ هزارگزی جنوب خاوری کبودگنبد. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۷۱۲ تن است. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، برنج، بنشن، و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو و دبستان و ۷ باب دکاکین مختلفه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میانولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد، واقع در ۱۲هزارگزی شمال کشف رود. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۲ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در ۴۱هزارگزی خاور درمیان و ۵هزارگزی جنوب خاوری آواز. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری است. سکنهٔ آن ۷۶ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. از آواز میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قَ عَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جی بخش حومهٔ شهرستان یزد، واقع در ۷هزارگزی خاور اصفهان و یک هزارگزی راه جدید اصفهان به یزد. سکنهٔ آن ۸۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه‌نو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید