معنی قلعه‌جق

معنی قلعه‌جق

4 بازدید
[ قَ عَ جُ ] (اِخ) دهی است از دهستان درجزین بخش ارزن شهرستان همدان، واقع در ۶۲هزارگزی جنوب خاوری قصبهٔ رزن و ۴هزارگزی جنوب خاوری طمه جی. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۵۱۵ تن است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، حبوب، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ قَ عَ جُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش زراب شهرستان سنندج، واقع در ۴۴هزارگزی خاور زراب و راه اتومبیل رو سنندج به مریوان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ شیخان و محصول آن غلات، لبنیات، توتون، و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «قلعه‌جق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید