معنی قلعهآب سرده
4 بازدید
[ قَ عَ سَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آب سرده بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در ۲۸ هزارگزی شمال خاوری چقلوندی و ۳ هزارگزی باختری شوسهٔ چقلوندی به بروجرد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیری و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۴۰ تن است. آب آن از سراب سرده و محصول آن غلات، صیفی، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. و صنایع دستی زنان سیاه چادر، طناب و قالی بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ بیرالوند هستند و زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «قلعهآب سرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر