معنی قلز

معنی قلز

6 بازدید
[ قَ ] (ع مص) نوعی از خوردن شراب، و فعل آن از نصر و ضرب است. (منتهی الارب). نوعی آشامیدن. (اقرب الموارد). || زدن. || تیر انداختن. || شادمانی نمودن و برجهیدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب): قَلَزَ فلان؛ نشط و وثب، و یقال قلز الطائر. (اقرب الموارد). || لنگیدن. || نکته ها کردن بر زمین به چوب دستی. || خوراندن. || سپوختن ملخ دم را به زمین تا بیضه دهد. || (ص) مرد سبک سست. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): رجل قلز؛ ای خفیف ضعیف. (اقرب الموارد).
[ قِ لِ زز ] (ع ص) مس نیک سخت که آهن در وی کار نکند. || مرد سخت و توانا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ قُ لُ زز ] (ع ص) مس نیک سخت که آهن در وی کار نکند. || مرد سخت و توانا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مادهٔ قبل شود.
[ قِ لْ لِ ] (اِخ) چراگاهی است فراخ در کشور روم نزدیک سُمَیساط متعلق به سیف الدولةبن حمدان. ابوفراس بن حمدان دربارهٔ آن شعری دارد. و در توابع حلب دهی است که آن را کِلِّز گویند و گمان میرود که این غیر آن است. (معجم البلدان) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «قلز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید