معنی قلدر
6 بازدید
[ قُ دُ ] (ترکی، ص) خشن و تنومند. گردن کلفت. زورمند. قلچماق. رجوع به قلچماق شود.
کلمات همقافیه با «قلدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر