معنی قل‌جق

معنی قل‌جق

6 بازدید
[ قُ جُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش شیروان شهرستان قوچان در شمال خاوری شیروان. موقع آن کوهستانی و محصول آن غلات و باغات انگور و شغل مردان زراعت و گله داری است. هوای آن سرد است. این دهستان از ۱۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و مجموع نفوس آن در حدود ۴۹۶۱ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قُ جُ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان قل جق بخش شیروان شهرستان قوچان واقع در ۱۲ هزارگزی شمال خاوری شیروان و ۹ هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی قوچان به شیروان. موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۸۷ تن می باشد. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، انگور و شغل اهالی زراعت و باغداری است. راه مالرو دارد. گوجه فرنگی این ده معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ قُ جُ ] (اِخ) دهی از دهستان قره باشلو از بخش چاپشلو از شهرستان دره گز واقع در ۷ هزارگزی جنوب باختری چاپشلو و ۶ هزارگزی باختری شوسهٔ عمومی قوچان به دره گز. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۲۷ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «قل‌جق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید