معنی قلانسی
4 بازدید
[ قَ نِ ] (اِخ) ابواحمد. از بزرگان صوفیه است. رجوع به ابواحمد قلانسی شود.[ قَ نِ ] (اِخ) جعفربن محمد. از راویان است. (ریحانة الادب).[ قَ نِ ] (اِخ) حسین بن مختار. از راویان است. (ریحانة الادب).[ قَ نِ ] (اِخ) حسن بن مختار. از راویان است. (ریحانة الادب).[ قَ نِ ] (اِخ) محمدبن احمدبن خاقان. از راویان است. (ریحانة الادب).
کلمات همقافیه با «قلانسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر