معنی قلال
7 بازدید
[ قُ ] (ع ص) کم و اندک. (منتهی الارب) (آنندراج). قلیل. (اقرب الموارد). ج، قُلُل. (اقرب الموارد). رجوع به قَلال شود.[ قِ ] (ع اِ) چوب برپای کرده جهت واریج انگور. (منتهی الارب). الخشب المنصوبة للتعریش. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قلة شود. || جِ قُلّة. (اقرب الموارد).[ قَ ] (ع ص) اندک. (منتهی الارب). قلیل. ج، قُلُل. (اقرب الموارد). رجوع به قُلال شود.
کلمات همقافیه با «قلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر