معنی قلافة
5 بازدید
[ قِ فَ ] (ع اِمص) برهم دوزی تخته های کشتی و قیراندودگی درزهای آن. (منتهی الارب) (آنندراج). و برهم دوزی سوراخهای کشتی به لیف و قیراندود کردن درزهای آن. (اقرب الموارد) و قلافة اسم مصدر است. (منتهی الارب).[ قُ فَ ] (ع اِ) پوست درخت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قلافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر