معنی قلاط
4 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) فرزندان جن و اولاد شیطان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نام فرزندی از فرزندان جن و شیاطین. (اقرب الموارد). || (ص) کوتاه ترین از مردم و گربه و سگ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قِ ] (اِ) فارسیان آن را به معنی مطلق قلعه استعمال نمایند. (آنندراج): زینسان که بیاراست کنون میر قلاطی آن میر خردمند هواخواه وفادار. میرمعزی (از آنندراج). و در فرهنگ، کلات به فتح کاف تازی و فوقانی، دیه یا قریه که بر سر کوه بلند واقع شده و کلاته دیه کوچک و قلعهٔ کوچک را گویند، و از اینجا مستفاد میشود که قلاط ظاهراً معرب همین کلات است. (آنندراج).[ قِ ] (اِخ) قلعه ای است میان قزوین و خلخال. (منتهی الارب) (آنندراج). قلعه ای است بر قلهٔ یکی از کوههای تارم از دیلم، و آن میان قزوین و خلخال واقع است. این قلعه از صاحب الموت است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قلاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر