معنی قلاس
6 بازدید
[ قَ لْ لا ] (ع ص) (بحر...) دریای کف افکن. (ربنجنی). دریای بسیارآب کفک انداز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || قلنسوه فروش. (ناظم الاطباء). آنکه قلنسوه دوزد.[ قَ سِنْ ] (ع اِ) جِ قلنسوة. (منتهی الارب). رجوع به قلنسوة شود.
کلمات همقافیه با «قلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر