معنی قلاری
6 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) نوعی از انجیر سفید باشد و سر آن زرد میشود. (برهان) (آنندراج). نوعی از انجیر سفید که چون خشک شود سفیدی آن زیاده و براق گردد که گویا بر آن روغن مالیده اند، و بعضی آن را در ظرفی متصل به هم چیده بر آن دوشاب انگوری و یا عسل میریزند و میگذارند، تا دو سه سال فاسد نمی گردد. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به قلار شود.
کلمات همقافیه با «قلاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر