معنی قلائد
6 بازدید
[ قَ ءِ ] (ع اِ) جِ قلادة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قلادة شود. - ام القلائد؛ میانکک زرین در گردن بند. (مهذب الاسماء). - قلائدالخیل؛ کنایه از بزرگواران. گویند: نساء بنی فلان قلائدالخیل؛ ای هن کرام، زیرا جز اسب پیشرو نجیب را قلاده به گردن ننهند. (اقرب الموارد). - قلائدالشعر؛ باقیماندهٔ از شعر بر زمانه. (منتهی الارب). اشعاری که بر روزگار بماند و به خاطر نفاستی که دارد همواره محفوظ باشد و فراموش نگردد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قلائد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئد» برای سرودن شعر