معنی قلاء

معنی قلاء

7 بازدید
[ قَ ] (اِ) غفاین. دروقینون (در تذکره آمده است: دروفیقون)، و آن نباتی است شبیه درخت زیتون دارای شاخه هایی که طول هر یک کمتر از یک ذراع است و برگهائی مانند برگ زیتون و درازتر و نازکتر و شکوفهٔ سفید و دانه های سفید به اندازهٔ دانهٔ کرسنهٔ کوچک، و این سرد و خواب آور است. (مفردات ابن بیطار: دروقینون).
[ قَ ] (ع مص) دشمن داشتن. سخت ناپسندیدن سپس گذاشتن. (منتهی الارب): قلا فلاناً... قلاءاً؛ ابغضه و کرهه غایة الکراهة فترکه. (اقرب الموارد).
[ قَ لْ لا ] (ع ص) قلیه پز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || تابهٔ قلیه ساز. (منتهی الارب). سازندهٔ تابهٔ قلیه پزی. (ناظم الاطباء). سازندهٔ مقلات. تاوه گر. (ملخص اللغات حسن خطیب). تابه گر. (مهذب الاسماء).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) ابراهیم بن حجاج. از محدثان است. (از انساب سمعانی).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) احمدبن محمدبن علی بن ریاح. از راویان است. قلاء، لقب رجالی اوست. (ریحانةالادب ج ۳ ص ۳۱۶).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) سویدبن سعید. از راویان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۶).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) علی بن محمد. از راویان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۶).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) عمربن رباح. از راویان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۶).
[ قَ لْ لا ] (اِخ) محمدبن دراج. از راویان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۶).

کلمات هم‌قافیه با «قلاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید