معنی قلا

معنی قلا

6 بازدید
[ قَ ] (ترکی، اِ) فلاخن. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (حاشیهٔ برهان چ معین از فرهنگ نظام از فرهنگ اظفری).
[ قُ ] (اِ) رجوع به ناقلا شود.
[ ] (اِخ) نام کوهی است. (فهرست ولف) (فرهنگ شاهنامه): شبانان کوه قلا را بخواند وز آن شاهزاده سخنها براند.فردوسی.
[ قَ ] (علامت اختصاری) (اصطلاح تجوید) علامت خاصی است از «قیل لا وقف»، و این در موردی است که بعضی قاریان معتقد به وصل و بعضی قایل به وقف باشند. (یادداشت مؤلف).
[ قِ لَنْ ] (ع مص) دشمن داشتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قلا فلاناً قلاً و قلاءاً؛ ابغضه. (اقرب الموارد). رجوع به قلاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «قلا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید