معنی قفر

معنی واژه قفر

4 بازدید
[ قَ ] (ع مص) در پی رفتن و پیروی کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قفر الاثر قفراً؛ اقتفاه و تبعه. (اقرب الموارد).
[ قَ ] (ع ص، اِ) بیابان بی آب وگیاه و زمین خالی. (منتهی الارب). الخلاء من الارض لا ماء به و لا نبات، و لیث گوید: قفر مکان خالی از مردم است و چه بسا که در آن گیاه اندکی بوده باشد. (اقرب الموارد). ج، قِفار، قُفور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - خبز قفر؛ نان بی ادام. (اقرب الموارد). نان بی نانخورش. (منتهی الارب). - نبت القفر؛ مثلی است در عرب که به سنگ و صخره گویند. (اقرب الموارد). || و گویند: نزلنا ببنی فلان فبتنا القفر؛ ای لم یقرونا؛ یعنی مهمان نداشتند ما را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || گاو نر که آن را از مادرش جدا سازند و به وسیلهٔ آن شخم کنند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || موی. (منتهی الارب). و رجوع به قَفَر (ع اِ) شود.
[ قَ ] (اِ) نام دارویی است که آن را کشوث خوانند و آن مانند عشقه بر خار ترنجبین پیچد. (برهان) (فهرست مخزن الادویه).
[ قَ فَ ] (ع اِ) موی. (اقرب الموارد).
[ قَ فَ ] (ع مص) کم شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قَفِرَ مال فلان قفراً؛ قلّ. || کم شدن گوشت و لاغر شدن: قفرت المرأة؛ قلّ لحمها. (اقرب الموارد). || بی نانخورش گشتن طعام. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ قَ فِ ] (ع ص) کم موی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و در شعر به تخفیف یعنی به سکون فاء آمده است. (از اقرب الموارد). || گرگ منسوب به قَفْر. (اقرب الموارد). گرگ بیابانی. (منتهی الارب).
[ قُ ] (اِ) اسم قار است. (فهرست مخزن الادویة). اسم جنس قار و عرق الجبال است و آنچه شبیه به قیر در تکون باشد. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
[ قَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن واقع در ۶ هزارگزی شمال داران و ۲ هزارگزی شمال راه ازنا به اصفهان. موقع جغرافیایی آن دامنهٔ کوه و هوای آن سردسیر و سکنهٔ آن ۲۸۶ تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و دیمی و آبی و حبوب و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید