معنی قفد

معنی واژه قفد

4 بازدید
[ قَ فَ ] (ع مص) با فربهیِ دست و پای، کوتاه انگشتان گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خمیدن سپل شتر به جانب چپ. ابوعبیده گوید قفد جز در مرد نیست. اصمعی گوید قفد آن است که سپل شتر از سوی دست یا پا به جانب چپ میل کند و اگر به جانب راست رود اصدف بود. (منتهی الارب). ان یمیل خف البعیر الی الجانب الانسی. (اقرب الموارد). || استاده شدن بند دست ستور. (منتهی الارب). الرسغ المنتصب المقبل علی الحافر. (اقرب الموارد). و آن از عیوب خلقیهٔ اسب است. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۸). || دیده شدن پیش پاهای انسان از پس پاها از پشت سر. || عمامهٔ بی شمله بستن. (اقرب الموارد).
[ قَ ] (ع مص) بر گردن زدن. (منتهی الارب). به باطن کف بر قفای کسی زدن. (اقرب الموارد). || کار کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ ] (سریانی، اِ) قنفذ است. (فهرست مخزن الادویه).
[ ] (اِ) کمون است. (فهرست مخزن الادویه).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید