معنی واژه قفال
4 بازدید
[ قُ فْ فا ] (ع ص، اِ) جِ قافل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قُ ] (اِخ) موضعی است، و در شعر لبید از آن یاد شده است. (معجم البلدان).[ قَ فْ فا ] (ع ص) قفل گر. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). سازندهٔ قفل و کلیدانه، و آن فعال است برای مبالغه. (اقرب الموارد).[ قَ فْ فا ] (اِخ) نام یکی از علمای شافعیه. (منتهی الارب). رجوع به قفال شاشی (محمدبن علی...) شود.