معنی قف

معنی قف

8 بازدید
[ قُ ف ف ] (ع اِ) جای برجسته از زمین پست تر از کوه. (معجم البلدان). زمین بلند. (منتهی الارب). ما ارتفع من الارض. (اقرب الموارد). سنگهای به هم چسبیده مانند شتران پهلوی هم خوابیده که هیچ زمین همواری میان آنها نباشد، و این خود کوه است ولی ارتفاع ندارد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || چیزی است که به تبر ماند. (منتهی الارب). شی ء کالفأس. (اقرب الموارد). || (ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) پشت چیزی. (منتهی الارب). ظهر الشی ء. (اقرب الموارد). || حلقهٔ تبر. || مردم اوباش و مردم باهم آمیخته از هر جنس. || ابر سیاه شبیه کوه. ج، قِفاف، اَقفاف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ قِ ] (علامت اختصاری) (اصطلاح تجوید) مرکب از دو حرف «ق» و «ف». «ق» رمز است وقف را و «ف» رمز است کوفی را و یعنی وقف در قرآن نزد کوفیان. (اقرب الموارد).
[ قَ ف ف ] (ع اِ) تره. || (ص) سبزی خشک. (منتهی الارب). خشک از سبزیهای گزیده. (اقرب الموارد).
[ قُ ف ف ] (اِخ) موضعی است در سرزمین بابل نزدیک باجَوّا و سورا. شبیب بن بحرة اشجعی خارجی که در قتل علی علیه السلام با ابن ملجم دست داشت از اینجاست. (معجم البلدان).
[ قُ ف ف ] (اِخ) نام یکی از وادیهای مدینه، و اصمعی در شعر خود از آن یاد کند. (معجم البلدان). رودباری است به مدینه. شاعری چیز دیگری را بر آن افزوده و آن را در شعر خود تثنیه آورده : کم للمنازل من عام و من زمن لآل اسماء فالقفین فالرکن. ؟ (از منتهی الارب).
[ قِ ] (اِ) تنگ. قرابه : چون خر تشنه خیال هر یکی از قف تن فکر را شربت مکی.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «قف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید