معنی قعید

معنی قعید

5 بازدید
[ قَ ] (ع ص، اِ) ملخ که هنوز پر راست نکرده باشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || آن صید که از پس درآید. (مهذب الاسماء). آهو و پرنده که از پشت سر آید و بدان تطیر زنند، و این خلاف نطیح است. (اقرب الموارد). || پدر. گویند: قعیدک لاتفعلن؛ ای بأبیک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || همنشین. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). مُقاعد به معنی مُجالس. (اقرب الموارد). || حافظ. برای واحد و جمع و مذکر و مؤنث. (اقرب الموارد): قعیدا کل امر؛ ای حافظاه عن الیمین و الشمال. (اقرب الموارد). هر یک از دو مَلَک بر چپ و راست آدمی. (مهذب الاسماء). || قعیدک اللََّه؛ کلمهٔ استعطاف است مانند قعدک اللََّه و به همان معنی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قعدک اللََّه شود. - قعیدالنسب؛ ای قریب الآباء الی الجد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ قُ عَ یْ یِ ] (ع اِمصغر) مصغر قَعود. و در مثل آمده است: اتخذوه قعید الحاجات؛ اذا امتهنوا الرجل فی حوائجهم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «قعید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید