معنی قعن
5 بازدید
[ قَ عَ ] (ع اِمص) سخت کوتاهی بینی. || برآمدگی سر بینی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). این کلمه از اضداد است. (منتهی الارب). || گشادگی میان دو پای وقت رفتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (مص) کوتاه شدن فاحش بینی. || بلند شدن و ارتفاع سر بینی. (اقرب الموارد).[ قَ ] (ع اِ) کاسهٔ بزرگ که در آن خمیر سازند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قَ ] (اِخ) نام جد حجاج بن علاج که از اشراف کوفه بوده است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قعن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عن» برای سرودن شعر