معنی قعقع
6 بازدید
[ قُ قُ ] (ع اِ) عکه، یا مرغی است دیگر دشتی پیسه، درازنوک و درازپای. (منتهی الارب). عقعق، یا پرندهٔ دیگری است درازمنقار و پا ابلق رنگ. (اقرب الموارد). || لک لک یا لقلق. (تحفهٔ حکیم مؤمن).[ قَ قَ ] (ع اِ صوت) اسم صوتی است که بدان گاو رانند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قعقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر