معنی قعط
9 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) گوسپندان بسیار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قَ ] (ع اِمص) بستن و تنگ کردن. || عمامه بستن. || سخت تنگ گرفتن بر غریم. || بددل شدن. (منتهی الارب). || ضبط و نگاه داشتن. (اقرب الموارد). || فروتن و خوار گردیدن. (منتهی الارب). || خشم گرفتن. || سخت بانگ و فریاد کردن. || سخت راندن ستور را. || راندن و دور کردن. || گشاده و وانمودن. || خشک شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || ترسیدن. || افکندن. (اقرب الموارد).[ قَ عَ ] (ع مص) ذلیل و زبون و خوار شدن. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قعط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عط» برای سرودن شعر