معنی قعرة
5 بازدید
[ قَ رَ ] (ع اِ) اسم است چیزی را که ته کاسه را پوشد. (اقرب الموارد). آنچه در تک کاسه و مانند آن باشد. || گوی شکافته در زمین برابر. (منتهی الارب). جوبة تنجاب من الارض. (اقرب الموارد).[ قُ رَ ] (ع اِ) لغتی است در قَعْرة. (اقرب الموارد). رجوع به قعرة شود. || زمین پست و هموار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قَ عِ رَ ] (ع ص) (قصعة...) کاسه که در وی چیزی به قدر پوشش تک باشد. (منتهی الارب). قَعْری ََ. (اقرب الموارد). رجوع به قَعْری ََ شود. || امرأة قعرة؛ زن در شهوت، یا آنکه شهوتش در تک فرج باشد، یا آنکه مبالغه خواهد در جماع. (منتهی الارب).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی است از دههای یمن و در ناحیهٔ ذمار واقع است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قعرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر