معنی قعاد
6 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) زوجه. (اقرب الموارد).[ قُ ] (ع اِ) بیماریی در ستور که در رانهای وی پدید آید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آن درد که شتر را بگیرد در سرین. (مهذب الاسماء). || بیماریی است که صاحب خود را فرونشاند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اقعاد. زمین گیری.
کلمات همقافیه با «قعاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر