معنی قظیفی
7 بازدید
[ قُ ظَ ] (ص نسبی) نسبت است به قظیف. (اللباب). رجوع به قظیف شود.[ قُ ظَ ] (اِخ) عباس بن ربیعه. از طایفهٔ قظیف است که در مصر سکونت گزید. (اللباب). مؤلف لباب آرد: آنچه را من در نسبت عابس و فروه و علقمه میدانم این است که اینان از دودمان غطیف بن عبداللََّه بن ناجیةبن یحابر (مراد) هستند و باید غطیفی خوانده شوند نه قطیفی، و ابوسعد نیز آنان را به عنوان غطیفی یاد کرده است و دانسته نیست که نسبت قظیفی آیا تصحیف است یا درست. (اللباب).
کلمات همقافیه با «قظیفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر