معنی قطیة
5 بازدید
[ قَ طی یَ ] (ع ص) (شاة...) گوسفند قطازده. (منتهی الارب). رجوع به قطا شود.[ قُ طَیْ یَ ] (اِخ) نام زن مروان الحکم. (منتهی الارب).[ قَ طی یَ ] (اِخ) دهی است در راه مصر در وسط رمل نزدیک فَرَما. خانه های آنان از شاخه های خرما و آب آشامیدنی آنان از چاهی است تلخ و شور، و نزد ایشان ماهی بسیار است، چه به دریا نزدیکند. (منتهی الارب) (معجم البلدان).[ قُ طَیْ یَ ] (اِخ) آبی است میان دو کوه طی و تیماء، و حاجب بن حبیب در اشعار خود بدان اشاره کند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قطیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر