معنی قطعات
7 بازدید
[ قُ طُ ] (ع اِ) (... الشجرة) کرانهای گره درخت که بعدِ بریدن از آن بیرون آید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و به این معنی به فتح طاء نیز آمده. (منتهی الارب). || جِ قطیع، و آن شاخی است که از آن تیر سازند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قطیع شود.[ قَ طَ ] (اِخ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۵۰ هزارگزی شمال باختری الیگودرز و ۱۳ هزارگزی باختر شوسهٔ شاه زند به ازنا. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. ۸۳ تن سکنه دارد. آب آن از چاه و قنات و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ قَ طَ ] (اِخ) دهی از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ۲۸۰۰۰ گزی جنوب باختری سراسکند و ۱۵۰۰۰ گزی خط آهن مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. ۱۹۷ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قطعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر