معنی قطزن
7 بازدید
[ قَ زَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) مَقَطّة. (منتهی الارب). معروف است، و حقیقتاً این لفظ بر کاتب صادق می آید یا بر کار دیگر، چون بر مقط اطلاق کنند مجاز است : زخمی که یار بر دل اغیار میزند چون قطزن آید آن همه بر استخوان من. طاهر وحید (از آنندراج). نمی بینی که قطزن زیردست خامه می گردد ز همواری مکن بر خود مسلط تیره مغزان را. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قطزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر