معنی قطره
7 بازدید
[ قَ رَ / رِ ] (از ع، اِ) یکی قطر. (منتهی الارب). واحدة القطر، ای النقطة. (اقرب الموارد). پارهٔ آب که از جائی چکد، و گره از تشبیهات آن است. (آنندراج): هر نفسی بر دل آن پاکزاد چون گره قطره نبودش گشاد. طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قطره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر