معنی قطربلی
4 بازدید
[ قُ رُبْ بُ ] (ص نسبی) نسبت است به قطربل. (اللباب). رجوع به قطربل شود: خاصه با آهنگهای زلزلی باده های روشن قطربلی.دهخدا.[ قَ رُبْ بُ ] (اِخ) اسحاق بن عبداللََّه بن ابی بدر. از راویان است. وی از حسین بن محمد مرورودی روایت کند و از او محمدبن حسین عبید العجل روایت دارد. (اللباب).
کلمات همقافیه با «قطربلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر