معنی قطاط

معنی قطاط

4 بازدید
[ قَ طِ ] (ع اِ فعل) بس است مرا. (منتهی الارب). حسب. (اقرب الموارد).
[ قِ ] (ع اِ) جِ قِطّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قِطّ شود. || مثال که بر آن قطع کنند. (منتهی الارب). المثال الذی یحذی علیه. (اقرب الموارد). || مدار سم ستور. || سخت برپیچیدگی و مرغولی موی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سخت و شدید. (اقرب الموارد). || کرانهٔ بالائین غار کوه. || کرانهٔ کوه. || کرانهٔ سنگ که گویا بریده شده است. ج، اَقِطّة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ قَ طْ طا ] (ع ص) مبالغه است از قَطّ. رجوع به قَطّ شود. (اقرب الموارد). خراط که حقه ساز است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «قطاط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید