معنی قطارگز
6 بازدید
[ قَ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان جلگه زوزن بخش خواف شهرستان تربت حیدریه واقع در ۱۲۰ هزارگزی جنوب باختری قصبه رود و ۱۵ هزارگزی جنوب مالرو عمومی زوزن به چاه باغ. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرم سیر است. سکنهٔ آن ۲۷۰ تن میباشد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان سنخواست بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب باختری اسفراین. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳ تن میباشد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند واقع در ۴۲ هزارگزی باختر بیرجند. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۲ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. مزرعهٔ زیر آب جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قطارگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر