معنی قضقضة
6 بازدید
[ قَ قَ ضَ ] (ع اِ) آواز شکستن استخوان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (مص) آواز کردن استخوان هنگام شکستن: قضقضت العظام؛ صاتت عند کسرها. (اقرب الموارد). || قضقض الاسد فریسته؛ کسرها. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قضقضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر