معنی قضف
7 بازدید
[ قَ ضَ ] (ع اِ) سنگهای تنک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِمص) تنکی و باریکی و لاغری. (اقرب الموارد). رجوع به قِضَف و قَضافة شود.[ قَ ] (ع اِ) جِ قَضَفة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قضفة شود.[ قِ ضَ ] (ع اِمص) لاغری و تنکی و باریکی. || (اِ) سنگهای تنک. (منتهی الارب). رجوع به قَضَف و قضافة شود.
کلمات همقافیه با «قضف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضف» برای سرودن شعر