معنی قضبان
7 بازدید
[ قُ ] (ع ا) جِ قضیب. (منتهی الارب). رجوع به قضیب شود.[ قِ ] (ع اِ) جِ قضیب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شمشیر لطیف. (اقرب الموارد). تیغ بران : و مارصع من الوشح و المناطق و القلانس و القفازات و القضبان و الاعمدة لهم. (الجماهر). رجوع به قضیب شود.
کلمات همقافیه با «قضبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر